بسم الله الرحمن الرحيم  اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن  صلواتك عليه وعلی آبائه   في هذه الساعة و في كل ساعة   وليا و حافظا   و قائدا و ناصرا   و دليلا و عينا   حتي تسكنه ارضك طوعا   و تمتعه فيها طويلا
 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

که گمان داشت

             

که گمان داشت ز غم قلب پیمبر شکند     بار اندوه حسین قامت حیدر شکند
که گمان داشت که بر یک تن بی تاب و توان   این همه تیر جفا ناوک خنجر شکند
که گمان داشت که با چکمه گه جان دادن   سینه ی پاک حسین شمر ستمگر شکند
که گمان داشت که انگشت حسین را به جدل   بهر انگشتری از ضربت خنجر شکند
که گمان داشت که قد سرو علی اکبر را   همچو طوبی به لب چشمه ی کوثر شکند
که گمان داشت که دست از تن عباس افتد    شه دین را کمر از مرگ برادر شکند
که گمان داشت که اندر سر آغوش پدر   تیر کین بر گلوی نازک اصغر شکند
که گمان داشت که از چوبه ی محمل زالم   به ره شام سر زینب مضطر شکند
که گمان داشت که بر پای سکینه شب تار   این همه خار مغیلان زجفا سر شکند
که گمان داشت که از ضربت چوب خزران   لب و دندان حسین و دل حیدر شکند
که گمان داشت کزین دفتر جودی به جهان   فتد آن شور که هنگامه ی محشر شکند